🇬🇧 واژهنامه انگلیسی به فارسی — حرف P
۳٬۶۰۳ واژه انگلیسی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- pace سرعت، گام برداشتن
- pacify آرام کردن
- pack بستن (چمدان)
- package بسته
- page صفحه
- pain درد
- painful دردناک
- paint رنگ کردن، رنگ
- painter نقاش
- painting نقاشی
- pair جفت
- palace کاخ
- pale رنگپریده
- pan ماهیتابه
- panel هیئت، پنل
- panic ترس، وحشت
- pants شلوار
- paper کاغذ
- paradigm الگو، پارادایم
- paragraph پاراگراف، بند
- parallel موازی، مشابه
- parameter پارامتر، محدوده
- parent والد
- park پارک، پارک کردن
- parking پارکینگ
- parliament پارلمان
- parole قول شرف
- part بخش
- partial ناقص
- participant شرکتکننده
- participate شرکت کردن
- particular خاص
- particularly بهخصوص
- partly تا حدی
- partner شریک، همکار
- party مهمانی
- pass قبول شدن، عبور کردن
- passage گذرگاه، بخشی از متن
- passenger مسافر
- passion اشتیاق، شور
- passive منفعل، غیرفعال
- passport گذرنامه
- past گذشته
- path مسیر (پیاده)
- patient بیمار
- patriotic وطن پرست
- pattern الگو
- pauper بسیار فقیر
- pay پرداخت کردن
- payment پرداخت
- peace صلح
- peaceful صلحآمیز، آرام
- pedestrian عابرپیاده
- pen خودکار
- penalize مجازات کردن
- pencil مداد
- penetrate نفوذ کردن
- penny پنی (سکه)
- pension مستمری
- people مردم
- pepper فلفل
- per به ازای هر
- per cent درصد
- percent درصد
- percentage درصد
- perception برداشت، ادراک
- perfect کامل، بینقص
- perfectly کاملاً
- perform اجرا کردن
- performance اجرا، عملکرد
- perhaps شاید
- peril خطر
- period دوره، بازه زمانی
- perish نابود شدن
- permanent دائمی
- permission اجازه
- permit اجازه دادن، مجوز
- persist اصرار کردن
- person شخص
- personal شخصی
- personality شخصیت
- personally شخصاً
- perspective دیدگاه
- persuade متقاعد کردن
- pet حیوان خانگی
- petrol بنزین
- phase مرحله
- phenomenal خارقالعاده، شگفتانگیز
- phenomenon پدیده
- philosophy فلسفه
- phone تلفن
- photo عکس
- photograph عکس
- photographer عکاس
- photography عکاسی
- phrase عبارت
- physical فیزیکی، جسمی
- physics فیزیک
- piano پیانو
- pick انتخاب کردن، چیدن
- picture عکس، تصویر
- piece تکه
- pierce سوراخ کردن
- pig خوک
- pile توده، انباشتن
- pilot خلبان
- pin سنجاق، سنجاق کردن
- pink صورتی
- pioneer پیشگام
- pipe لوله
- pitch زمین ورزشی، زیروبمی صدا
- placard اعلانیه
- place مکان
- plain ساده
- plan برنامه، برنامهریزی کردن
- plane هواپیما
- planet سیاره
- planning برنامهریزی
- plant گیاه
- plastic پلاستیک
- plate بشقاب
- platform سکو
- play بازی کردن
- player بازیکن
- plea درخواست
- pleasant خوشایند
- please لطفاً
- pleased خوشحال
- pleasure لذت
- pledge قول دادن
- plenty فراوانی
- plot طرح داستان
- plus بهعلاوه؛ مثبت
- pocket جیب
- poem شعر
- poet شاعر
- poetry شعر (بهطور کلی)
- point نکته، اشاره کردن
- pointed نوکتیز
- poison سم، مسموم کردن
- poisonous سمی
- police پلیس
- policeman افسر پلیس (مرد)
- policy سیاست، خطمشی
- polite مؤدب
- political سیاسی
- politician سیاستمدار
- politics سیاست
- pollute آلوده کردن
- pollution آلودگی
- ponder اندیشیدن
- pool استخر
- poor فقیر
- pop پاپ (موسیقی)
- popular محبوب، مشهور
- popularity محبوبیت
- population جمعیت
- port بندر
- portion بخش، سهم
- portrait پرتره
- pose مطرح کردن، ایجاد کردن
- position موقعیت
- positive مثبت
- possess مالک بودن
- possession دارایی
- possibility احتمال
- possible میسر
- possibly احتمالاً
- post پست کردن، پست
- poster پوستر
- postpone به تاخیر انداختن
- pot ظرف، دیگ
- potato سیبزمینی
- potential پتانسیل
- pound پوند (پول/وزن)
- pour ریختن
- poverty فقر
- powder پودر
- power قدرت
- powerful قدرتمند
- practical عملی
- practice تمرین
- practise تمرین کردن
- practitioner متخصص، فردی که حرفهای را انجام میدهد
- praise تحسین، تحسین کردن
- pray دعا کردن
- prayer دعا
- precaution دور اندیشی
- precede آمدن پیش از
- precise دقیق
- predict پیش بینی کردن
- prediction پیشبینی
- predominant غالب، عمده
- prefer ترجیح دادن
- pregnant باردار
- prejudice تعصب، تبعیض
- preliminary مقدماتی
- preoccupied مشغول
- preparation آمادهسازی
- prepare آماده کردن
- prepared آماده
- presence حضور
- present حاضر، هدیه
- presentation ارائه
- preserve محافظت کردن
- president رئیسجمهور
- press فشار دادن، مطبوعات
- pressure فشار
- presume فرض کردن، پنداشتن
- pretend وانمود کردن
- pretty زیبا
- prevent جلوگیری کردن
- previous قبلی
- previously قبلاً
- price قیمت
- priest کشیش
- primary اصلی، ابتدایی
- prime اصلی، اولیه
- prince شاهزاده
- princess شاهزادهخانم
- principal اصلی؛ مدیر مدرسه
- principle اصل، قاعده
- print چاپ کردن
- printer چاپگر
- printing چاپ (صنعت)
- prior پیش، قبل
- priority اولویت
- prison زندان
- prisoner زندانی
- privacy حریم خصوصی
- private خصوصی
- prize جایزه
- probably احتمالاً
- probe کاوش کردن، تحقیق کردن
- problem مشکل
- procedure روش کار، رویه
- proceed ادامه دادن، پیش رفتن
- process فرآیند
- produce تولید کردن
- producer تولیدکننده
- product محصول
- production تولید
- profession حرفه
- professional حرفهای
- professor استاد
- profile نمایه، پروفایل
- profit سود
- program برنامه (کامپیوتری)
- programme برنامه (تلویزیونی)
- progress پیشرفت
- prohibit منع کردن
- project پروژه
- prominent مشهور
- promise قول دادن، قول
- promote ارتقا دادن
- prompt سریع، به موقع
- pronounce تلفظ کردن
- proof مدرک، اثبات
- proper مناسب، درست
- properly بهدرستی
- property دارایی، ملک
- proportion نسبت، تناسب
- proposal پیشنهاد
- propose پیشنهاد دادن
- prosecute پیگرد قانونی کردن
- prospect چشمانداز، احتمال
- prosper موفق بودن
- protect محافظت کردن
- protection محافظت
- protest اعتراض، اعتراض کردن
- protocol پروتکل، آییننامه
- proud مغرور (بهخوبی)
- prove اثبات کردن
- provide تامین کردن
- psychologist روانشناس
- psychology روانشناسی
- pub میخانه
- public عمومی
- publication انتشار
- publish منتشر کردن
- pull کشیدن
- punish تنبیه کردن
- punishment تنبیه
- pupil دانشآموز
- purchase خرید کردن
- pure خالص
- purple بنفش
- purpose هدف، منظور
- pursue تعقیب کردن
- push هل دادن
- put گذاشتن
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای انگلیسی