🇬🇧 واژهنامه انگلیسی به فارسی — حرف V
۳٬۶۰۳ واژه انگلیسی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- vacant خالی، تهی، بلاتصدی
- vacation تعطیلات
- vaccinate واکسینه کردن
- vague مبهم
- vain بیهوده
- valiant شجاع
- valid موثق
- valley دره
- valor دلیری
- valuable باارزش
- value ارزش
- van ون (وسیله نقلیه)
- vandal خرابکار
- vanish محو شدن، ناپدید شدن
- vapor بخار
- varied متنوع
- variety متنوع، مختلف
- various گوناگون
- vary تفاوت داشتن، متغیر بودن
- vast پهناور
- vegetable سبزیجات
- vehicle وسیله نقلیه
- vein رگ
- ventilate تهویه کردن، تصفیه کردن
- venture به خطر انداختن
- venue محل برگزاری
- verdict رای، حکم
- verify تصدیق کردن
- vermin حیوانات موذی
- verse بیت، آیه
- version نسخه
- vertical عمودی
- very خیلی
- vessel کشتی، رگ
- via از طریق
- vicinity همسایگی، نزدیکی
- vicious بدجنس
- victim قربانی
- victorious برنده
- victory پیروزی
- video ویدیو
- view منظره، دیدگاه
- viewer بیننده
- vigor نیرو، قدرت
- village روستا
- villain آدم شرور و پست
- violate نقض کردن
- violence خشونت
- violent خشن
- virtual مجازی
- virus ویروس
- visible پیدا، نمایان
- vision بینایی
- visit بازدید کردن، بازدید
- visitor بازدیدکننده
- visual بصری، دیداری
- vital حیاتی
- vitamin ویتامین
- vocation شغل
- voice صدا
- volume حجم
- volunteer داوطلب
- vote رأی، رأی دادن
- vulnerable آسیب پذیر
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای انگلیسی