🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

program

/ˈproʊgræm/

معنی program به فارسی: برنامه (کامپیوتری)، برنامه‌ریزی کردن

معانی «program» به فارسی

  1. ۱ برنامه (کامپیوتری)
  2. ۲ برنامه‌ریزی کردن

program در جمله

  • She wrote a computer program.

  • She programs computers.

«program» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف P