🇬🇧 واژهنامه انگلیسی به فارسی — حرف E
۳٬۶۰۳ واژه انگلیسی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- each هر یک
- ear گوش
- early زودهنگام
- earn به دست آوردن (پول)
- earth زمین (سیاره)
- earthquake زلزله
- easily بهراحتی
- east شرق
- eastern شرقی
- easy آسان
- eat خوردن
- economic اقتصادی
- economical اقتصادی، صرفه جو
- economy اقتصاد
- edge لبه
- edit ویرایش کردن
- edition نسخه
- editor ویراستار
- educate آموزش دادن
- educated تحصیلکرده
- education آموزش
- educational آموزشی
- effect اثر
- effective مؤثر
- effectively بهطور مؤثر
- efficient کارآمد
- effort تلاش
- egg تخممرغ
- eight هشت
- eighteen هجده
- eighty هشتاد
- either هر یک از دو
- elderly سالمند
- elect انتخاب کردن (رأی)
- election انتخابات
- electric برقی
- electrical الکتریکی
- electricity برق
- electronic الکترونیکی
- element عنصر، جزء
- elephant فیل
- elevate ارتقا دادن
- eleven یازده
- eliminate حذف کردن
- else دیگر
- elsewhere جای دیگر
- email ایمیل
- embarrassed خجالتزده
- embarrassing خجالتآور
- embrace بغل کردن
- emerge نمایان شدن
- emergency اورژانس، وضعیت اضطراری
- emotion احساس
- emotional احساسی
- emphasis تأکید
- emphasize تأکید کردن
- empirical تجربی، آزمایشی
- employ استخدام کردن
- employee کارمند، کارگر
- employer کارفرما
- employment اشتغال
- empty خالی
- enable امکانپذیر کردن
- encounter برخورد کردن با
- encourage تشویق کردن
- end پایان، تمام کردن
- ending پایان (داستان)
- endure دوام آوردن
- enemy دشمن
- energy انرژی
- enforce اجرا کردن (قانون)
- engage درگیر کردن
- engaged نامزد شده
- engine موتور
- engineer مهندس
- engineering مهندسی
- enhance بهبود بخشیدن
- enjoy لذت بردن
- enormity عظمت، وخامت
- enormous بی نهایت بزرگ
- enough کافی
- enquiry استعلام، پرسوجو
- ensure اطمینان حاصل کردن
- enter وارد شدن
- entertain سرگرم کردن
- entertainment سرگرمی
- enthusiasm اشتیاق
- enthusiastic مشتاق
- entire کامل، تمام
- entirely کاملاً
- entity موجودیت، نهاد
- entrance ورودی
- entry ورود
- environment محیط زیست، محیط
- environmental محیطزیستی
- envy حسادت
- epidemic همه گیر، اپیدمی
- episode قسمت (سریال)
- equal برابر، برابر کردن
- equally بهطور برابر
- equate برابر دانستن، یکسان شمردن
- equip مجهز کردن
- equipment تجهیزات
- equivalent معادل
- erode فرسایش یافتن
- erosion فرسایش
- error خطا، اشتباه
- escape فرار کردن، فرار
- especially بهخصوص
- essay انشا
- essential ضروری
- establish تأسیس کردن
- estate املاک، دارایی
- estimate تخمین زدن
- ethic اخلاق، اصول اخلاقی
- ethical اخلاقی
- ethnic قومی، نژادی
- euro یورو
- evade گریختن، طفره رفتن
- evaluate ارزیابی کردن
- even حتی
- evening عصر
- event رخداد
- eventual نهایی، سرانجامی
- eventually سرانجام
- ever تا به حال
- every هر
- everybody همه
- everyday روزمره
- everyone همه
- everything همهچیز
- everywhere همهجا
- evidence شواهد
- evident آشکار، مشهود
- evil شرور، شر
- evolve تکامل یافتن، تحول یافتن
- exact دقیق
- exactly دقیقاً
- exaggerate بزرگ نمایی کردن
- exam امتحان
- examination معاینه، امتحان
- examine بررسی کردن
- example مثال
- exceed فراتر رفتن از
- excel بهتر بودن از
- excellent عالی
- except بهجز
- excessive بیش از حد
- exchange تبادل، مبادله کردن
- excited هیجانزده
- excitement هیجان
- exciting هیجانانگیز
- exclude مستثنا کردن، حذف کردن
- exclusion حذف، استثنا
- excuse بهانه، معذرت خواستن
- executive مدیر اجرایی
- exempt معاف
- exercise ورزش، تمرین
- exhaust خسته کردن
- exhibit به نمایش گذاشتن
- exhibition نمایشگاه
- exist وجود داشتن
- existence وجود داشتن
- expand توسعه دادن
- expect انتظار داشتن
- expectation انتظار
- expected مورد انتظار
- expedition اکتشاف، سفر اکتشافی
- expense هزینه
- expensive گران
- experience تجربه
- experienced باتجربه
- experiment آزمایش
- expert متخصص
- explain توضیح دادن
- explanation توضیح
- explicit صریح، روشن
- explode منفجر شدن
- exploit بهرهبرداری کردن (گاه ناعادلانه)
- exploration اکتشاف
- explore بررسی کردن، کاوش کردن
- explosion انفجار
- export صادر کردن
- expose فاش کردن
- express بیان کردن
- expression بیان، عبارت
- extend گسترش دادن
- extent میزان، حد
- external خارجی، بیرونی
- extra اضافی
- extract استخراج کردن
- extraordinary خارقالعاده
- extreme شدید، افراطی
- extremely بسیار
- eye چشم
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای انگلیسی