🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
price
/praɪs/
معنی price به فارسی: قیمت، قیمتگذاری کردن
معانی «price» به فارسی
- ۱ قیمت
- ۲ قیمتگذاری کردن
price در جمله
-
The price is too high.
-
They priced the item too high.
«price» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A1 — درس ۲۱ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۱۷ · رایگان