🇬🇧 واژهنامه انگلیسی به فارسی — حرف U
۳٬۶۰۳ واژه انگلیسی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- ugly زشت
- ultimate نهایی، غایی
- ultimately در نهایت
- umbrella چتر
- unable ناتوان
- unaccustomed عادت نداشتن، نامأنوس
- unanimous هم نظر
- uncle عمو، دایی
- uncomfortable ناراحت
- unconscious بیهوش
- undeniable مسلم
- under زیر
- underdog بازنده
- underestimate دست کم گرفتن
- undergo تحت تأثیر قرار گرفتن، تجربه کردن
- underground زیرزمینی
- undernourished مبتلا به سو تغذیه
- understand فهمیدن
- understanding درک
- undertake به عهده گرفتن، انجام دادن
- underwear لباس زیر
- undoubtedly قطعا، مطمئنا
- unearth حفر کردن، کشف کردن
- uneasy دلواپس
- unemployed بیکار
- unemployment بیکاری
- uneventful یکنواخت
- unexpected غیرمنتظره
- unfair ناعادلانه
- unforeseen غیرمنتظره
- unfortunately متأسفانه
- unhappy ناراحت
- unified متحد، یکپارچه
- uniform لباس فرم
- unify متحد کردن
- union اتحادیه
- unique منحصر به فرد
- unit واحد
- unite متحد شدن
- united متحد
- universe کیهان، جهان هستی
- university دانشگاه
- unknown ناشناخته
- unless مگر اینکه
- unlike برخلاف
- unlikely بعید
- unnecessary غیرضروری
- unpleasant ناخوشایند
- unruly سرکش
- unstable بی ثبات
- untidy نامرتب
- until تا زمانی که
- unusual غیرمعمول
- up بالا
- update بهروزرسانی کردن، بهروزرسانی
- upholstery رومبلی
- upon بر، روی
- upper بالایی
- upset ناراحت، ناراحت کردن
- upstairs طبقه بالا (قید)
- upwards به سمت بالا
- urban شهری
- urge ترغیب کردن
- urgent مهم
- us ما را
- use استفاده کردن
- used دستدوم
- used to عادت داشتن به
- useful مفید
- user کاربر
- usual معمول
- usually معمولاً
- utensil ابزار
- utility کاربرد، خدمات عمومی
- utilize استفاده کردن از، بکار بردن
- utter بیان کردن
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای انگلیسی