🇬🇧 واژهنامه انگلیسی به فارسی — حرف H
۳٬۶۰۳ واژه انگلیسی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- habit عادت
- hair مو
- half نیم
- hall سالن
- hand دست
- handle دستگیره، اداره کردن
- hang آویزان کردن
- happen اتفاق افتادن
- happily با خوشحالی
- happiness خوشحالی
- happy خوشحال
- hard سخت، بهسختی
- hardly بهسختی
- hardship سختی، دشواری، مشکل
- harm آسیب، آسیب رساندن
- harmful مضر
- harmony هماهنگی
- harsh زمخت، خشن
- harvest محصول
- hasty شتاب زده
- hat کلاه
- hate متنفر بودن
- have داشتن
- have to باید
- hazy مه آلود، مبهم
- he او (مذکر)
- head سر
- headache سردرد
- headline تیتر خبر
- health سلامتی
- healthy سالم
- hear شنیدن
- hearing شنوایی، جلسه استماع
- heart قلب
- heat گرما، گرم کردن
- heating سیستم گرمایش
- heaven بهشت
- heavily بهشدت
- heavy سنگین
- heed توجه دقیق
- heel پاشنه پا
- height قد، ارتفاع
- heir وارث
- helicopter هلیکوپتر
- hell جهنم
- hello سلام
- help کمک کردن، کمک
- helpful مفید
- hence از این رو، بنابراین
- her او (مؤنث)، مال او
- here اینجا
- hero قهرمان
- hers مال او (مؤنث)
- herself خودش (مؤنث)
- hesitate دو دل بودن
- hey هی
- hi سلام
- hide پنهان کردن
- hierarchy سلسلهمراتب
- high بلند، زیاد
- highlight برجسته کردن
- highly بسیار
- hill تپه
- him او را (مذکر)
- himself خودش (مذکر)
- hinder جلوگیری کردن
- hire استخدام کردن
- his مال او (مذکر)
- historic تاریخی (مهم)
- historical تاریخی (مربوط به تاریخ)
- history تاریخ
- hit زدن
- hobby سرگرمی
- hockey هاکی
- hold نگه داشتن
- hole سوراخ
- holiday تعطیلات
- hollow توخالی
- holy مقدس
- home خانه
- homework تکالیف مدرسه
- homicide قتل
- honest صادق
- honour افتخار، افتخار دادن به
- hope امیدوار بودن
- horrible افتضاح، وحشتناک
- horrid وحشتناک
- horror وحشت
- horse اسب
- hospital بیمارستان
- host میزبان
- hot داغ
- hotel هتل
- hour ساعت (مدت)
- house خانه
- household خانوار
- housing مسکن
- how چگونه
- however با این حال
- huge بزرگ، عظیم
- human انسانی
- humid مرطوب، شرجی
- humorous طنزآمیز
- humour شوخطبعی
- hundred صد
- hungry گرسنه
- hunt شکار کردن
- hunting شکار (فعالیت)
- hurricane طوفان دریایی
- hurry عجله، عجله کردن
- hurt صدمه دیدن، دردناک
- husband شوهر
- hypothesis فرضیه
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای انگلیسی