🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

pose

/poʊz/

معنی pose به فارسی: مطرح کردن، ایجاد کردن، ژست گرفتن

معانی «pose» به فارسی

  1. ۱ مطرح کردن، ایجاد کردن
  2. ۲ ژست گرفتن

pose در جمله

  • The findings pose important questions for future research.

  • She posed for the photo.

«pose» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف P