🇬🇧 واژهنامه انگلیسی به فارسی — حرف O
۳٬۶۰۳ واژه انگلیسی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- o’clock ساعت (زمان)
- oath دشنام، سوگند
- obedient مطیع
- obesity چاقی مفرط
- obey اطاعت کردن
- object شیء
- objective هدف؛ عینی
- obligation تعهد
- observant نظاره گر
- observation مشاهده
- observe مشاهده کردن
- obstacle مانع
- obtain بدست آوردن
- obvious واضح
- obviously واضحاً
- occasion مناسبت
- occasionally گاهی اوقات
- occupant ساکن
- occupy اشغال کردن، تصرف کردن
- occur رخ دادن
- ocean اقیانوس
- October اکتبر
- odd عجیب، فرد
- odds احتمال، شانس
- of از (مالکیت)
- off خاموش، دور از
- offence جرم
- offend توهین کردن
- offensive توهینآمیز
- offer پیشنهاد دادن
- office دفتر کار
- officer افسر
- official رسمی
- offset جبران کردن
- often اغلب
- oh اوه
- oil نفت، روغن
- OK خوب، باشه
- old قدیمی، پیر
- old-fashioned قدیمی، دموده
- on روی
- once یکبار
- one یک
- ongoing در حال انجام
- onion پیاز
- online آنلاین
- only فقط
- onto روی (حرکت)
- open باز، باز کردن
- opening افتتاحیه، دهانه
- operate کار کردن، اداره کردن
- operation عملیات، عمل جراحی
- opinion نظر
- opponent حریف
- opportunity فرصت
- oppose مخالفت کردن
- opposed مخالف
- opposite مقابل، برعکس
- opposition مخالفت
- opt انتخاب کردن
- option گزینه
- or یا
- oral شفاهی
- orange نارنجی، پرتقال
- order سفارش، سفارش دادن
- ordinary معمولی
- organ عضو بدن، ارگ (ساز)
- organization سازمان
- organize سازماندهی کردن
- organized سازمانیافته
- organizer سازماندهنده
- orient جهتدهی کردن، سمتگیری کردن
- origin منشأ
- original اصلی، اورجینال
- originally در ابتدا
- other دیگر
- otherwise در غیر این صورت
- ought باید (وظیفه اخلاقی)
- our مال ما
- ours مال ما
- ourselves خودمان
- out بیرون
- outcome نتیجه، پیامد
- outdoor بیرونی (فعالیت)
- outdoors در فضای باز
- outer بیرونی
- outlaw طرد شده، یاغی
- outline طرح کلی، طرحریزی کردن
- output بازده، خروجی
- outside بیرون (قید)
- oven فر
- over بالای، بیش از
- overall کلی، در مجموع
- overestimate بیش از حد برآورد کردن
- overlap همپوشانی داشتن
- overseas خارج از کشور، برونمرزی
- owe بدهکار بودن
- own مال خود
- owner مالک
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای انگلیسی