🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
pension
/ˈpenʃən/
معنی pension به فارسی: مستمری، بازنشستگی، مستمری
معانی «pension» به فارسی
- ۱ مستمری
- ۲ بازنشستگی، مستمری
pension در جمله
-
The pension is calculated on the basis of your last year’s income
-
She receives a pension.
«pension» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
504 Absolutely Essential Wordsامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس 40 · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۱۶ · رایگان