🇬🇧 واژهنامه انگلیسی به فارسی — حرف N
۳٬۶۰۳ واژه انگلیسی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- nail ناخن، میخ
- name اسم، نامیدن
- narcotic خواب آور، ماده مخدر
- narrative روایت، روایی
- narrow باریک
- nation ملت
- national ملی
- native بومی
- natural طبیعی
- naturally بهطور طبیعی
- nature طبیعت
- near نزدیک
- nearly تقریباً
- neat مرتب
- necessarily لزوماً
- necessary ضروری
- neck گردن
- need نیاز داشتن
- needle سوزن
- negate بیاثر کردن، نفی کردن
- negative منفی
- neglect غفلت کردن، نادیده گرفتن
- neighbour همسایه
- neighbourhood محله
- neither هیچکدام
- nerve عصب
- nervous عصبی
- net تور
- network شبکه
- neutral بی طرف
- never هرگز
- nevertheless با این حال
- new جدید
- news اخبار
- newspaper روزنامه
- next بعدی
- next to کنار
- nice خوب، دوستداشتنی
- night شب
- nightmare کابوس
- nimble چابک
- nine نه (عدد)
- nineteen نوزده
- ninety نود
- no نه
- no one هیچکس
- nobody هیچکس
- noise سروصدا
- noisy پرسروصدا
- nominate نامزد شدن
- nonconformist ناهمرنگ با جماعت، مخالف عرف
- none هیچکدام
- nonetheless با این وجود
- nor نه (حرف ربط)
- norm هنجار
- normal عادی
- normally معمولاً
- north شمال
- northern شمالی
- nose بینی
- not نه، منفیساز
- note یادداشت
- nothing هیچچیز
- notice متوجه شدن، اطلاعیه
- notion تصور، مفهوم
- notwithstanding با وجود این
- nourish تغذیه کردن
- novel تازه، رمان
- November نوامبر
- now الان
- nowhere هیچجا
- nuclear هستهای
- numb کرخت، بی حس
- number عدد، شماره
- numerous متعدد، بی شمار
- nurse پرستار
- nut آجیل
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای انگلیسی