🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

print

/prɪnt/

معنی print به فارسی: چاپ کردن، چاپ، اثر انگشت

معانی «print» به فارسی

  1. ۱ چاپ کردن
  2. ۲ چاپ، اثر انگشت

print در جمله

  • Print the document, please.

  • The magazine sells many prints.

«print» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف P