🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

position

/pəˈzɪʃən/

معنی position به فارسی: موقعیت، قرار دادن

معانی «position» به فارسی

  1. ۱ موقعیت
  2. ۲ قرار دادن

position در جمله

  • She holds a senior position.

  • They positioned the camera carefully.

«position» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف P