🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
position
/pəˈzɪʃən/
معنی position به فارسی: موقعیت، قرار دادن
معانی «position» به فارسی
- ۱ موقعیت
- ۲ قرار دادن
position در جمله
-
She holds a senior position.
-
They positioned the camera carefully.
«position» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A2 — درس ۲۰ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۱۷ · رایگان