🇫🇷 واژهنامه فرانسوی به فارسی
۱٬۷۸۳ واژه فرانسوی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- À l'aide! کمک!
- à la mode مد روز، شیک
- à partir de maintenant از حالا به بعد
- à volonté به اندازه دلخواه (بوفه آزاد)
- Abdomen شکم
- Abeille زنبور عسل
- Abricot زردآلو
- Absent غایب
- Accès internet دسترسی به اینترنت
- Accompagner همراهی کردن
- Accrocher آویزان کردن
- Accueillir استقبال کردن
- Acheter خریدن
- Acide ترش
- Acteur بازیگر (مرد)
- Actif فعال
- Actrice بازیگر (زن)
- Actualité خبر، اخبار روز
- Adjectif صفت
- Adresse آدرس
- Adulte بزرگسال
- Affaire معامله، کسبوکار
- Affaires کسبوکار
- Affamé گرسنه
- Afrique آفریقا
- Agaçant آزاردهنده
- Agé مسن
- Agence de voyage آژانس مسافرتی
- Agent comptable حسابدار
- Agneau گوشت بره
- Agraphe سنجاق منگنه
- Agrapheuse منگنه
- Agricultueur کشاورز
- Agriculture کشاورزی
- Aider کمک کردن
- Aigle عقاب
- Aiguille سوزن
- Ail سیر
- Aimer دوست داشتن
- Aimer un loisir به سرگرمی علاقه داشتن
- Aine کشاله ران
- Ajuster à la taille متناسب کردن با اندازه
- Alcool الکل
- Aller رفتن
- Aller avec همخوانی داشتن با
- Aller-retour رفتوبرگشت
- Allergie آلرژی
- Allumer روشن کردن
- Allumette کبریت
- Amende جریمه
- Amer تلخ
- Amérique Centrale آمریکای مرکزی
- Amérique du Nord آمریکای شمالی
- Amérique du Sud آمریکای جنوبی
- Amie دوست (زن)
- Ample گشاد، فراخ
- Ampoule لامپ
- Analyse de sang آزمایش خون
- Ananas آناناس
- Angine گلودرد
- Anglais زبان انگلیسی
- Angleterre انگلستان
- Année سال
- Anniversaire تولد
- Anniversaire de mariage سالگرد ازدواج
- Annoncer اعلام کردن
- Annulaire انگشت حلقه
- Annuler لغو کردن
- Antarctique قطب جنوب
- Antécédants médicaux سابقه پزشکی
- Anxieux مضطرب
- Août اوت
- Appartement آپارتمان
- Appel à longue distance تماس راه دور
- Appel local تماس محلی
- Appel-réveil تماس بیدارباش
- Appeler صدا زدن، تلفن کردن
- Apport ورودی، سهم
- Apprécier قدردانی کردن، لذت بردن از
- Apprendre یاد گرفتن
- Approuver تأیید کردن
- Appuyer فشار دادن
- Après-shampoing نرمکننده مو
- Aquarium آکواریوم
- Araignée عنکبوت
- Arbre درخت
- Arbuste بوته
- Arc-en-ciel رنگینکمان
- Archipel مجمعالجزایر
- Argent پول
- Argenté نقرهای
- Argentine آرژانتین
- Arranger ترتیب دادن، هماهنگ کردن
- Arrêt توقف، ایستگاه
- Arrêt de bus ایستگاه اتوبوس
- Arrière-cour حیاط پشتی
- Arrivée ورود
- Arriver رسیدن
- Art هنر
- Artiste هنرمند
- Arts martiaux هنرهای رزمی
- Arts martiaux mixtes هنرهای رزمی ترکیبی
- Ascenseur آسانسور
- Asie آسیا
- Aspirateur جاروبرقی
- Aspirer جارو کشیدن
- Assiette بشقاب
- Assister حضور یافتن، شرکت کردن
- Assister à des cours در کلاس شرکت کردن
- Assister à une conférence در کنفرانس شرکت کردن
- Assoiffé تشنه
- Assortir ست کردن، تطبیق دادن
- Assurance بیمه
- Asthme آسم
- Astucieux زیرک
- Athlète ورزشکار
- Athlète professionnel ورزشکار حرفهای
- Athlétisme دو و میدانی
- Attendre منتظر ماندن
- Attérir فرود آمدن
- Attraction touristique جاذبه گردشگری
- Attraper گرفتن (توپ و مانند آن)
- Au bord de la mer کنار دریا
- Aubergine بادمجان
- Aujourd'hui امروز
- Auriculaire انگشت کوچک
- Australie استرالیا
- Autocuiseur de riz پلوپز برقی
- Automne پاییز
- Automobile خودرو
- Autoritaire مستبد، اقتدارگرا
- Autoroute بزرگراه
- Avalanche بهمن
- Avancer پیش رفتن، پیشنهاد دادن
- Avant-bras ساعد
- Averse رگبار باران
- Avion هواپیما
- Avocat وکیل
- Avoir besoin de نیاز داشتن به
- Avoir faim گرسنه بودن
- Avoir peur ترسیدن
- Avoir un travail شغل داشتن
- Avril آوریل
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای فرانسوی