🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
edit
/ˈed.ɪt/ · /ˈedɪt/
معنی edit به فارسی: ویرایش کردن
edit در جمله
-
She had to edit the manuscript before submission.
-
She edited the article.
«edit» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۷ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۸ · رایگان
واژههای همدرس
devote
اختصاص دادن، وقف کردن
differentiate
تمایز قائل شدن
dimension
بُعد، ابعاد
diminish
کاهش دادن
discrete
مجزا، گسسته
discriminate
تبعیض قائل شدن؛ تمیز دادن
disestablish
منحل کردن، از رسمیت انداختن
display
نمایش دادن
dispose
دفع کردن، از شر چیزی خلاص شدن
disproportion
عدم تناسب
dissimilar
غیرمشابه، متفاوت
distinct
متمایز، مشخص