🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

estimate

/ˈes.tɪ.mət/ · /ˈestɪmeɪt/

معنی estimate به فارسی: تخمین زدن، برآورد کردن، تخمین زدن، تخمین

معانی «estimate» به فارسی

  1. ۱ تخمین زدن
  2. ۲ برآورد کردن
  3. ۳ تخمین زدن، تخمین

estimate در جمله

  • In your estimate, who will be victorious in this conflict?

  • Experts estimate the cost at several million dollars.

  • They estimated the cost.

«estimate» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف E