🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

external

/ɪkˈstɜːr.nəl/ · /ɪkˈstɜːnəl/

معنی external به فارسی: خارجی، بیرونی

external در جمله

  • The firm hired an external consultant for the audit.

  • This is an external factor.

«external» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف E