🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
encounter
/ɪnˈkaʊn.tər/ · /ɪnˈkaʊntə/
معنی encounter به فارسی: برخورد کردن با، برخورد کردن، برخورد
معانی «encounter» به فارسی
- ۱ برخورد کردن با
- ۲ برخورد کردن، برخورد
encounter در جمله
-
Researchers often encounter unexpected obstacles.
-
We encountered a problem.
«encounter» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۸ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۸ · رایگان