🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
experience
/ɪkˈspɪəriəns/
معنی experience به فارسی: تجربه، تجربه کردن
معانی «experience» به فارسی
- ۱ تجربه
- ۲ تجربه کردن
experience در جمله
-
She has years of experience.
-
She experienced great joy.
«experience» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A2 — درس ۱۰ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B1 — درس ۹ · رایگان