🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

export

/ɪkˈspɔːrt/ · /ˈekspɔːt/

معنی export به فارسی: صادر کردن، صادرات، صادر کردن

معانی «export» به فارسی

  1. ۱ صادر کردن
  2. ۲ صادرات، صادر کردن

export در جمله

  • The country exports most of its agricultural produce.

  • This country exports oil.

«export» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف E