🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

obvious

/ˈɒb.vi.əs/ · /əbˈvɪəs/

معنی obvious به فارسی: واضح، آشکار، بدیهی

معانی «obvious» به فارسی

  1. ۱ واضح
  2. ۲ آشکار، بدیهی

obvious در جمله

  • The detective missed the clue because it was too obvious

  • It was obvious that the plan needed more resources.

  • It's obvious she's upset.

«obvious» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف O