🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی

officer

/ˈɒfɪsər/

معنی officer به فارسی: افسر

officer در جمله

  • The officer checked our IDs.

«officer» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف O