🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
object
/ˈɒbdʒɪkt/ · /əbˈdʒekt/
معنی object به فارسی: شیء، مخالفت کردن
معانی «object» به فارسی
- ۱ شیء
- ۲ مخالفت کردن
object در جمله
-
There's an object on the table.
-
They objected to the plan.
«object» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A1 — درس ۱۸ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۱۵ · رایگان