🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

vision

/ˈvɪʒ.ən/ · /ˈvɪʒən/

معنی vision به فارسی: بینایی، چشم‌انداز، بینایی، بینایی، دیدگاه

معانی «vision» به فارسی

  1. ۱ بینایی
  2. ۲ چشم‌انداز، بینایی
  3. ۳ بینایی، دیدگاه

vision در جمله

  • The glasses that Irma bought corrected her nearsighted vision

  • The company has a clear vision for the future.

  • She has a clear vision.

«vision» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف V