🇩🇪 واژهنامه آلمانی به فارسی — حرف K
۶۷۷ واژه آلمانی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- der Kaffee قهوه
- kaputt خراب
- die Karte کارت، نقشه
- die Kartoffel سیبزمینی
- die Kasse صندوق (فروشگاه)
- kaufen خریدن
- kein هیچ، هیچکدام
- kennen شناختن
- kennenlernen آشنا شدن
- das Kind بچه، کودک
- der Kindergarten مهدکودک
- das Kino سینما
- der Kiosk کیوسک
- klar واضح، البته
- die Klasse کلاس، درجه (قطار)
- die Kleidung لباس، پوشاک
- klein کوچک
- kochen آشپزی کردن
- können توانستن، بلد بودن
- der Koffer چمدان
- der Kollege همکار
- kommen آمدن
- das Konto حساب بانکی
- der Kopf سر
- kosten قیمت داشتن
- krank مریض
- kriegen گرفتن (محاورهای)
- der Kuchen کیک
- die Küche آشپزخانه
- der Kühlschrank یخچال
- der Kugelschreiber خودکار
- kulturell فرهنگی
- der Kunde مشتری
- der Kurs کلاس، دوره آموزشی
- kurz کوتاه
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای آلمانی