🇩🇪 واژهنامه آلمانی به فارسی — حرف S
۶۷۷ واژه آلمانی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- die S-Bahn قطار شهری
- der Saft آبمیوه
- sagen گفتن
- der Salat سالاد
- das Salz نمک
- der Satz جمله
- der Schalter گیشه
- scheinen تابیدن، به نظر رسیدن
- schicken فرستادن
- das Schild تابلو
- der Schinken ژامبون
- schlafen خوابیدن
- schlecht بد
- schließen بستن
- der Schlüssel کلید
- der Schluss پایان، ختم
- schmecken مزه دادن، طعم داشتن
- schnell سریع
- schön زیبا، قشنگ
- schon قبلاً، همین حالا
- der Schrank کمد
- schreiben نوشتن
- der Schüler دانشآموز
- der Schuh کفش
- die Schule مدرسه
- schwer سنگین، سخت
- die Schwester خواهر
- das Schwimmbad استخر
- schwimmen شنا کردن
- der See دریاچه
- sehen دیدن
- die Sehenswürdigkeit جاذبه گردشگری
- sehr خیلی
- sein بودن
- seit از (زمانی)، بهمدت
- selbstständig مستقل، خوداشتغال
- sich خود (ضمیر انعکاسی)
- sich anmelden ثبتنام کردن، خود را معرفی کردن
- sich anziehen لباس پوشیدن
- sich ausziehen لباس درآوردن
- sich duschen دوش گرفتن
- sich freuen خوشحال بودن
- sich kümmern مراقبت کردن، رسیدگی کردن
- sich treffen همدیگر را ملاقات کردن
- sich vorstellen خود را معرفی کردن
- sich waschen شستن (خود)
- Sie او (مؤنث)، آنها
- sitzen نشستن
- so اینطور، اینقدر
- das Sofa کاناپه
- sofort فوراً
- der Sohn پسر (فرزند)
- sollen قرار بودن، باید
- die Sonne خورشید
- spät دیر
- später بعداً
- die Speisekarte منوی غذا
- spielen بازی کردن
- der Sport ورزش
- die Sprache زبان
- sprechen صحبت کردن
- die Stadt شهر
- stehen ایستادن، نوشته شدن
- die Stelle محل، شغل
- stellen گذاشتن، قرار دادن (ایستاده)
- der Stock طبقه
- die Straße خیابان
- die Straßenbahn تراموا
- der Student دانشجو
- studieren تحصیل کردن (دانشگاه)
- das Studium تحصیلات دانشگاهی
- die Stunde ساعت (مدتزمان)
- suchen جستجو کردن، دنبال چیزی گشتن
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای آلمانی