🇩🇪 واژهنامه آلمانی به فارسی — حرف T
۶۷۷ واژه آلمانی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- tanzen رقصیدن
- die Tasche کیف، جیب
- das Taxi تاکسی
- der Tee چای
- der Teil بخش، قسمت
- das Telefon تلفن
- telefonieren تلفن زدن
- der Termin قرار ملاقات، وقت
- der Test آزمون، تست
- teuer گران
- der Text متن
- das Thema موضوع
- das Ticket بلیت
- der Tisch میز
- die Tochter دختر (فرزند)
- die Toilette توالت
- die Tomate گوجهفرنگی
- tot مرده
- die Treppe پله
- trinken نوشیدن
- tschüss خداحافظ (محاورهای)
- tun انجام دادن
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای آلمانی