🇩🇪 واژهنامه آلمانی به فارسی — حرف H
۶۷۷ واژه آلمانی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- das Haar مو
- haben داشتن
- das Hähnchen مرغ (بریان)
- die Halbpension نیمپانسیون
- die Halle سالن
- hallo سلام
- halten توقف کردن، نگه داشتن
- die Haltestelle ایستگاه (اتوبوس/تراموا)
- die Hand دست
- das Handy موبایل
- das Haus خانه
- die Hausaufgabe تکلیف مدرسه
- die Hausfrau/der Hausmann خانهدار (زن/مرد)
- die Heimat وطن، سرزمین مادری
- heiraten ازدواج کردن
- heißen نام داشتن
- helfen کمک کردن
- hell روشن
- der Herd اجاق
- der Herr آقا
- herzlich صمیمانه، از ته دل
- heute امروز
- hier اینجا
- die Hilfe کمک
- hinten عقب، پشت
- das Hobby سرگرمی
- hoch بلند، مرتفع
- die Hochzeit عروسی
- hören شنیدن
- holen آوردن، برداشتن
- das Hotel هتل
- der Hund سگ
- der Hunger گرسنگی
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای آلمانی