🇩🇪 واژهنامه آلمانی به فارسی — حرف G
۶۷۷ واژه آلمانی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- der Garten باغچه، حیاط
- der Gast مهمان
- geben دادن
- geboren متولد شده
- das Geburtsjahr سال تولد
- der Geburtsort محل تولد
- der Geburtstag تولد
- gefallen خوش آمدن، پسندیدن
- gegen علیه، بهسوی، در برابر
- gehen رفتن
- gehören متعلق بودن
- das Geld پول
- das Gemüse سبزی
- geöffnet باز (وضعیت)
- das Gepäck چمدان، بار سفر
- gerade درست همین الان، مستقیم
- geradeaus مستقیم (جهت)
- gern با کمال میل، دوست داشتن (انجام کاری)
- das Geschäft مغازه، فروشگاه
- das Geschenk هدیه
- geschlossen بسته (وضعیت)
- die Geschwister خواهر و برادر
- das Gespräch مکالمه، گفتگو
- gestern دیروز
- gestorben فوتشده، مرده
- das Getränk نوشیدنی
- das Gewicht وزن
- gewinnen بردن، پیروز شدن
- das Glas لیوان، شیشه
- glauben باور کردن، فکر کردن
- gleich همان، فرقی نداشتن، الان
- das Gleis سکوی ریل قطار
- das Glück خوششانسی، خوشبختی
- glücklich خوشحال، خوشبخت
- der Glückwunsch تبریک
- Grad درجه (سلسیوس)
- gratulieren تبریک گفتن
- grillen کباب کردن
- die Größe اندازه، سایز
- groß بزرگ
- die Großeltern پدربزرگ و مادربزرگ
- die Großmutter مادربزرگ
- der Großvater پدربزرگ
- die Gruppe گروه
- der Gruß سلام، درود
- gültig معتبر
- günstig مقرونبهصرفه، ارزان
- gut خوب
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای آلمانی