🇩🇪 واژهنامه آلمانی به فارسی — حرف L
۶۷۷ واژه آلمانی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- lachen خندیدن
- der Laden مغازه
- das Land کشور
- lang بلند، طولانی
- lange مدت طولانی
- langsam آهسته، آرام
- laufen دویدن، راه رفتن
- laut بلند (صدا)
- das Leben زندگی کردن
- die Lebensmittel مواد غذایی
- ledig مجرد
- legen گذاشتن، قرار دادن
- der Lehrer معلم
- leicht سبک، آسان
- leider متأسفانه
- leise آهسته، بیصدا
- lernen یاد گرفتن
- lesen خواندن
- letzt- آخرین
- die Leute مردم
- das Licht چراغ، نور
- lieb- عزیز
- lieben دوست داشتن (عاشقانه)
- lieber ترجیح دادن
- Lieblings- موردعلاقه
- das Lied آهنگ، ترانه
- liegen واقع بودن، دراز کشیدن
- links چپ
- der Lkw کامیون
- die Lösung راهحل، پاسخ
- das Lokal رستوران محلی، بار
- lustig بامزه، خندهدار
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای آلمانی