🇩🇪 واژه آلمانی
سطح مبتدی
die Karte
[ˈkaʁtə] · [kʁeˈdiːtkaʁtə]
معنی die Karte به فارسی: کارت، نقشه، کارت اعتباری
معانی «die Karte» به فارسی
- ۱ کارت، نقشه
- ۲ کارت اعتباری
die Karte در جمله
-
Ich schreibe meinen Bekannten eine Karte aus dem Urlaub.
از تعطیلات برای آشناهایم یک کارتپستال مینویسم.
-
Kann ich auch mit Karte (be-)zahlen?
میتوانم با کارت هم پرداخت کنم؟
«die Karte» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دوره آمده است:
-
Start Deutsch 1 (A1) – واژگان رسمی گوتهامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · حرف K · رایگان