🇩🇪 واژه آلمانی
سطح مبتدی
krank
[kʁaŋk]
معنی krank به فارسی: مریض
krank در جمله
-
Ich bin krank und liege im Bett.
من مریضم و در تختخواب دراز کشیدهام.
«krank» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دوره آمده است:
-
Start Deutsch 1 (A1) – واژگان رسمی گوتهامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · حرف K · رایگان