🇩🇪 واژهنامه آلمانی به فارسی — حرف W
۶۷۷ واژه آلمانی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- wandern کوهنوردی/پیادهروی کردن
- wann کی (چه زمانی)
- warten منتظر ماندن
- warum چرا
- was چه، چی
- was für ein چه نوع، چهجور
- das Wasser آب
- weg sein رفته بودن، نبودن
- weh tun درد کردن
- weiblich مؤنث
- der Wein شراب
- weit دور (فاصله)
- weiter بیشتر، ادامه
- welch- کدام
- die Welt دنیا، جهان
- wenig کم
- wer چه کسی
- werden شدن
- das Wetter هوا، آبوهوا
- wichtig مهم
- wie چطور، چگونه
- wie viel چقدر
- das Wiederhören خداحافظی تلفنی
- wiederholen تکرار کردن
- das Wiedersehen خداحافظی (رودررو)
- willkommen خوشآمدید
- der Wind باد
- wir ما
- wissen دانستن
- wo کجا
- woher از کجا
- wohin به کجا
- wohnen زندگی کردن، ساکن بودن
- die Wohnung آپارتمان، خانه
- wollen خواستن
- das Wort کلمه، واژه
- wunderbar عالی، شگفتانگیز
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای آلمانی