🇩🇪 واژهنامه آلمانی به فارسی — حرف F
۶۷۷ واژه آلمانی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- fahren رفتن (با وسیله نقلیه)، رانندگی کردن
- der Fahrer راننده
- die Fahrkarte بلیت
- das Fahrrad دوچرخه
- falsch غلط، اشتباه
- die Familie خانواده
- der Familienname نام خانوادگی
- der Familienstand وضعیت تأهل
- die Farbe رنگ
- das Fax فکس
- fehlen غایب بودن، کم بودن
- der Fehler اشتباه، خطا
- Feier- جشن، تعطیل
- feiern جشن گرفتن
- fernsehen تلویزیون تماشا کردن
- fertig آماده، تمامشده
- das Feuer آتش، فندک
- das Fieber تب
- der Film فیلم
- finden پیدا کردن
- die Firma شرکت
- der Fisch ماهی
- die Flasche بطری، شیشه
- das Fleisch گوشت
- fliegen پرواز کردن
- der Flughafen فرودگاه
- das Flugzeug هواپیما
- das Formular فرم
- das Foto عکس
- die Frage سؤال
- fragen پرسیدن
- die Frau خانم، زن
- frei آزاد، خالی
- die Freizeit اوقات فراغت
- fremd غریبه، ناآشنا
- der Freund دوست
- früher قبلاً، در گذشته
- das Frühstück صبحانه
- frühstücken صبحانه خوردن
- die Führung تور راهنما، بازدید هدایتشده
- für برای
- der Fuß پا
- der Fußball فوتبال
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای آلمانی