🇩🇪 واژهنامه آلمانی به فارسی — حرف D
۶۷۷ واژه آلمانی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- da آنجا، اینجا، حضور داشتن
- die Dame خانم
- daneben کنار آن، بغل آن
- der Dank تشکر، سپاس
- danke متشکرم
- danken تشکر کردن
- dann سپس، بعد
- das Datum تاریخ
- dauern طول کشیدن
- dein- مال تو، -ات
- denn چون، زیرا
- der/die Bekannte آشنا
- der, die, das او (اشاره)، آن
- dich تو را
- dies- این
- dir به تو
- die Disco دیسکو
- der Doktor دکتر
- das Doppelzimmer اتاق دو نفره
- das Dorf روستا
- dort آنجا
- draußen بیرون، فضای باز
- drucken چاپ کردن
- der Drucker چاپگر، پرینتر
- drücken فشار دادن
- dürfen اجازه داشتن
- durch از میان، از طریق
- die Durchsage اعلام (بلندگو)
- der Durst تشنگی
- die Dusche دوش
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای آلمانی