🇩🇪 واژه آلمانی سطح مبتدی

der Kunde

[ˈkʊndə]

معنی der Kunde به فارسی: مشتری

der Kunde در جمله

  • Einen Moment, bitte. Ich habe eine Kundin.

    یک لحظه، لطفاً. من یک مشتری دارم.

«der Kunde» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های آلمانی با حرف K