🇩🇪 واژهنامه آلمانی به فارسی — حرف V
۶۷۷ واژه آلمانی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- der Vater پدر
- verboten ممنوع
- verdienen درآمد داشتن، کسب کردن
- der Verein انجمن، باشگاه
- verheiratet متأهل
- der Verkäufer فروشنده
- verkaufen فروختن
- vermieten اجاره دادن
- der Vermieter موجر، صاحبخانه
- verstehen فهمیدن
- der Verwandte خویشاوند، فامیل
- viel زیاد
- vielleicht شاید
- von از
- vor جلوی، قبل از
- der Vorname نام کوچک
- die Vorsicht احتیاط، مواظبت
- die Vorwahl پیششماره تلفن
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای آلمانی