🇩🇪 واژهنامه آلمانی به فارسی — حرف M
۶۷۷ واژه آلمانی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- machen انجام دادن، درست کردن
- das Mädchen دختربچه
- männlich مذکر
- man آدم، کسی (ضمیر عام)
- der Mann مرد، شوهر
- die Maschine ماشین، دستگاه
- das Meer دریا
- mehr بیشتر
- mein مال من، -ام
- meist- اکثر، بیشترین
- der Mensch انسان
- die Miete اجارهبها
- mieten اجاره کردن
- die Milch شیر
- mit با
- mitbringen با خود آوردن
- mitkommen همراه آمدن
- mitmachen شرکت کردن، همراهی کردن
- mitnehmen با خود بردن
- die Mitte وسط، مرکز
- die Möbel اثاثیه، مبلمان
- möchten خواستن (مؤدبانه)
- mögen دوست داشتن
- möglich ممکن
- der Moment لحظه
- morgen فردا
- müde خسته
- müssen مجبور بودن، باید
- der Mund دهان
- die Mutter مادر
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای آلمانی