🇩🇪 واژه آلمانی سطح مبتدی

fremd

[fʁɛmt]

معنی fremd به فارسی: غریبه، ناآشنا

fremd در جمله

  • Das weiß ich nicht; ich bin fremd hier.

    نمی‌دانم؛ من اینجا غریبه‌ام.

«fremd» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های آلمانی با حرف F