🇩🇪 واژه آلمانی سطح مبتدی

frühstücken

[ˈfʁyːʃtʏkn̩]

معنی frühstücken به فارسی: صبحانه خوردن

frühstücken در جمله

  • Am Sonntag frühstücke ich gern im Bett.

    یکشنبه‌ها دوست دارم توی تخت صبحانه بخورم.

«frühstücken» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های آلمانی با حرف F