🇩🇪 واژه آلمانی سطح مبتدی

frei

[fʁaɪ]

معنی frei به فارسی: آزاد، خالی

frei در جمله

  • Ist der Platz noch frei?

    این صندلی هنوز خالی است؟

«frei» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های آلمانی با حرف F