🇩🇪 واژه آلمانی
سطح مبتدی
stellen
[ˈʃtɛlən]
معنی stellen به فارسی: گذاشتن، قرار دادن (ایستاده)
stellen در جمله
-
Stell die Tasche rechts in die Ecke!
کیف را در گوشه سمت راست بگذار!
«stellen» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دوره آمده است:
-
Start Deutsch 1 (A1) – واژگان رسمی گوتهامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · حرف S · رایگان