🇩🇪 واژه آلمانی سطح مبتدی

stehen

[ˈʃteːən]

معنی stehen به فارسی: ایستادن، نوشته شدن

stehen در جمله

  • Der Bus steht schon an der Haltestelle.

    اتوبوس در ایستگاه ایستاده است.

«stehen» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های آلمانی با حرف S