🇩🇪 واژه آلمانی سطح مبتدی

das Leben

[ˈleːbn̩]

معنی das Leben به فارسی: زندگی کردن، زندگی

معانی «das Leben» به فارسی

  1. ۱ زندگی کردن
  2. ۲ زندگی

das Leben در جمله

  • Sie lebt bei ihrer Schwester.

    او پیش خواهرش زندگی می‌کند.

  • Das Leben in diesem Land ist teuer.

    زندگی در این کشور گران است.

«das Leben» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های آلمانی با حرف L