🇫🇷 واژهنامه فرانسوی به فارسی — حرف V
۱٬۷۸۳ واژه فرانسوی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- Vacances تعطیلات
- Vacances d'école تعطیلات مدرسه
- Vacances d'été تعطیلات تابستانی
- Vache گاو
- Vaisselle ظرف
- Valise چمدان
- Vautour کرکس
- Véhicule وسیله نقلیه
- Vélo دوچرخه
- Vendeur فروشنده
- Vendeuse فروشنده (زن)
- Vendredi جمعه
- Venir آمدن
- Vent باد
- Vente فروش
- Venteux بادخیز
- Ventilateur پنکه
- Ventre شکم
- Ver کرم
- Verbe فعل
- Verre لیوان
- Verre à vin گیلاس شراب
- Vert سبز
- Vertige سرگیجه
- Veste کت
- Vêtement لباس
- Vêtements لباسها
- Vexé دلخور
- Viande گوشت
- Vif روشن، زنده (رنگ)
- Village روستا
- Ville شهر
- Vin شراب
- Vinaigre سرکه
- Vingt بیست
- Vingt-deux بیست و دو
- Vingt-et-un بیست و یک
- Violet بنفش
- Violon ویولن
- Virage à droite پیچ به راست
- Virage à gauche پیچ به چپ
- Vis پیچ
- Visa ویزا
- Visage صورت
- Visiter بازدید کردن
- Voie خط ریلی
- Voir دیدن
- Voisine همسایه (زن)
- Voiture خودرو
- Voiture-restaurant واگن رستوران
- Voix d'acteur صداپیشگی
- Voix sur IP تماس اینترنتی (VoIP)
- Vol پرواز
- Volleyball والیبال
- Vouloir خواستن
- Voyage سفر
- Voyage d'affaire سفر کاری
- Voyager سفر کردن
- Vraiment? واقعاً؟
- Vrais درست، واقعی
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای فرانسوی