🇫🇷 واژهنامه فرانسوی به فارسی — حرف O
۱٬۷۸۳ واژه فرانسوی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- Objection اعتراض
- Occupé مشغول
- Océan اقیانوس
- Océan Indien اقیانوس هند
- Océan Pacifique اقیانوس آرام
- Octobre اکتبر
- Oeil چشم
- Oeuf تخممرغ
- Officier de police افسر پلیس
- Oignon پیاز
- Oiseau پرنده
- Omoplate کتف
- Ondulé موجدار
- Ongle de l'orteil ناخن پا
- Onze یازده
- Opéra اپرا
- Opération عمل جراحی
- Opératrice اپراتور (زن)
- Opposer مخالفت کردن
- Or طلایی
- Orage طوفان (رعدوبرق)
- Orange نارنجی
- Ordinateur کامپیوتر
- Ordinateur de bureau کامپیوتر رومیزی
- Ordinateur portable لپتاپ
- Ordonnance نسخه پزشکی
- Oreille گوش
- Orge جو
- Ornithorynque پلاتیپوس
- Os استخوان
- Où کجا
- Où habitez-vous? کجا زندگی میکنید؟
- Ouest غرب
- Oui بله
- Ouragan طوفان دریایی (هوریکن)
- Ours خرس
- Oursin توتیای دریایی
- Outil de recherche موتور جستجو
- Ouvert بازذهن، باز
- Ouvre-boîte درببازکن قوطی
- Ouvrier کارگر
- Ouvrier de société کارمند شرکت
- Ouvrir باز کردن
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای فرانسوی