🇫🇷 واژهنامه فرانسوی به فارسی — حرف I
۱٬۷۸۳ واژه فرانسوی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- île جزیره
- Illégal غیرقانونی
- Immeuble ساختمان آپارتمانی
- Imperméable بارانی، ضدآب
- Important مهم
- Importer وارد کردن
- Impression برداشت، تأثیر
- Imprimante پرینتر
- Imprimer چاپ کردن
- Imprimerie چاپخانه
- Inde هند
- Index انگشت اشاره
- Indigo نیلی
- Industrie صنعت
- Infection عفونت
- Infirmière پرستار
- Information اطلاعات
- Informatique علوم رایانه
- Ingénieur مهندس
- Ingrédient ماده اولیه (غذا)
- Inondation سیل
- Insatisfait ناراضی
- Insatisfaite ناراضی (زن)
- Insecte حشره
- Insignifiant بیاهمیت
- Inspecter بازرسی کردن
- Inspection des tickets بازرسی بلیت
- Instrument de musique ساز موسیقی
- Intelligent باهوش
- Intéressant جالب
- Intéréssé علاقهمند
- Intérieur داخل
- Internet اینترنت
- Interprète مترجم شفاهی
- Interrogation کوئیز، آزمون کوتاه
- Intersection چهارراه
- Intraveineuse درونوریدی
- IPhone آیفون
- Islam اسلام
- Italie ایتالیا
- Itinéraire برنامه سفر
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای فرانسوی