🇫🇷 واژهنامه فرانسوی به فارسی — حرف G
۱٬۷۸۳ واژه فرانسوی با معنی فارسی، تلفظ و جمله مثال — هر کدام را باز کن و با جعبه لایتنر یاد بگیر.
- Gagnant برنده
- Gagner بردن
- Gant دستکش
- Gant de toilette دستمال حمام
- Garçon پسر
- Garder نگه داشتن
- Gare ایستگاه قطار
- Gâteau کیک
- Gauche چپ
- Gaz گاز
- Geler یخ زدن
- Gendarmerie ژاندارمری، کلانتری
- Genou زانو
- Gentil مهربان
- Géographie جغرافیا
- Gérant مدیر (فروشگاه/رستوران)
- Germe de soja جوانه سویا
- Gilet جلیقه
- Gilet de sauvetage جلیقه نجات
- Gingembre زنجبیل
- Girafe زرافه
- Givre شبنم یخی
- Givrer یخزدگی گرفتن
- Glace یخ، بستنی
- Glaçon تکه یخ
- Golf گلف
- Gomme پاککن
- Gorille گوریل
- Goût طعم
- Goûter چشیدن
- Graine دانه
- Graine de soja دانه سویا
- Gramme گرم
- Grand بلندقد
- Grand-mère مادربزرگ
- Grand-père پدربزرگ
- Gratte-ciel آسمانخراش
- Grêle تگرگ
- Grenier اتاق زیرشیروانی
- Grenouille قورباغه
- Griller کباب کردن
- Grimper بالا رفتن
- Grippe آنفولانزا
- Gris خاکستری
- Gros بزرگ، چاق
- Grossier زبر، خشن
- Grue درنا
- Guépard یوزپلنگ
- Guichet باجه بلیتفروشی
- Guide راهنما
- Guide touristique کتاب راهنمای گردشگری
- Guitare گیتار
- Gymnase سالن ورزشی
- Gymnastique ژیمناستیک
این واژهها را فقط نخوان؛ یادشان بگیر
همه این واژهها در دورههای رایگان واژهیار هستند و جعبه لایتنر هر کدام را درست سر وقتش برایت مرور میکند.
مشاهده دورههای فرانسوی