🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

install

/ɪnˈstɔːl/

معنی install به فارسی: نصب کردن

install در جمله

  • They installed new software.

«install» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف I