🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

instance

/ˈɪn.stəns/ · /ˈɪnstəns/

معنی instance به فارسی: نمونه، مورد، نمونه، مثال

معانی «instance» به فارسی

  1. ۱ نمونه، مورد
  2. ۲ نمونه، مثال

instance در جمله

  • For instance, prices rose sharply last spring.

  • For instance, consider this case.

«instance» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف I